تبلیغات
زمهریر
سروده های سید علی محمد نقیب
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

صبر کن صبر که هنگامِ سفر نزدیک است

منتظر باش که دیدارِ پدر نزدیک است

کینه و هیزم و آتش خبر از این دارد

کوچه لبریزِ هیاهوست خطر نزدیک است

آه آتش نکند شعله بگیری زیرا

مادرم فاطمه بسیار به در نزدیک است

لب نکن باز به نفرین که همه می دانند

ناله ی سوخته جانان به اثر نزدیک است*

آخرِ قصه ی تلخِ تو ولی شیرین است

وعده دادند به ما وقتِ سحر نزدیک است
.................................................................
پ.ن:ناله ی سوخته جانان به اثر نزدیک است
دستِ خورشید به دامان سحر نزدیک است
صائب تبریزی



جمعه 23 فروردین 1392-01:23 ب.ظ

غزلی تقدیم به حضرت علی اکبر(ع)

 

با غیرتی که در رگ و در استخوانِ توست

 

محکم قدم بزن برو حالا زمانِ توست

 

لب باز کن که وقتِ رجز خوانیِ تو شد

 

لب باز کن که نوبتِ تیغِ زبانِ توست

 

وقت نبرد هیچ کسی شک نمی کند

 

این قدرتِ علی ست که در بازوانِ توست

 

نامت علی ست پس همه شمشیر می کشند

 

این ضربه ها به خاطرِ نام و نشانِ توست

 

نامِ علی همیشه کنارش غریبی است

 

این غربت علی ست که حالا از آنِ توست

 

 



چهارشنبه 15 شهریور 1391-10:48 ب.ظ

آتش...

مردم ِ  شهر رسیدند ولی با آتش

 

آمده لشکر ِ ابلیس سراپا آتش

 

داشت از درد تنِ خانه به خود می پیچید

 

داد زد کوبه ی در  وای خدایا آتش

 

درِ این خانه و آتش!؟چه خیالی دارند؟

 

جمع کردند در ِ خانهء دریا آتش

 

در خودش شعله زد و سوخت و خاکستر شد

 

با خودش گفت چرا خانهء زهرا آتش!؟

.

.

 

باز تکرار ِ همین قصه کمی آنسوتر

 

کربلا،روز دهم،خیمه و غوغا آتش

 



جمعه 26 خرداد 1391-09:45 ب.ظ

یک رباعی تقدیم به  مادرم حضرت زهرا(س)

 

سجادهء خویش را که وا می کردی

 

تا آخرِ شب خدا خدا می کردی

 

اما درِ خانهء تو را سوزاندند!

 

آنها که برایشان دعا می کردی

فروردین1391



دوشنبه 21 فروردین 1391-04:40 ب.ظ

تقدیم به حضرت شمس الشموس(ع)

رنگ*

پاشیده خدا در حرمت تنها، رنگ

 

آری حرمِ تو هست یک دریا،رنگ

 

خورشید گرفته نور از گنبد تو...

 

شاید متولد شده از این جا رنگ...*

......................................

پ.ن:من تمام شاعری و تمام زندگی ام را مدیون امام رضا هستم شهریور سال 1390بود که از حرم امام رضا (ع)شاعری رو شروع کردم و این رباعی رو تقدیم میکنم به امام رضا(ع)که عاشقشم

راستی پیشاپیش سال نو مبارک

 

 



جمعه 19 اسفند 1390-02:02 ب.ظ

زمهریر

از زمهریرِ چشمِ تو باید حذر کنم

با کوله بار درد از این جا سفر کنم

ناز است سهم تو و نیاز است سهم من

تاکی به پای عشق بمانم ضرر کنم؟

آری چشیده ام مزه تلخ عشق را

نفرین به من اگر که دوباره خطر کنم

این شعر نیست نقطه اعدام عشق توست

یک شهر را برای قصاصت خبر کنم

هیزم به دست آمده ام  آتشت زنم

با این غزل تمام تو را شعله ور کنم

 

مهرماه 1390

 



پنجشنبه 6 بهمن 1390-09:59 ب.ظ

نقطه سر خط....

 

وقت آن است که در واژه قدم بگذارم

سر خطِ غزل عشق قلم بگذارم

حرفِ آب آور بی آب میان آمد و من...

باید این قافیه را باز علم بگذارم

قلمم نیست در آن حد ز حرم بنویسم

با قلم پای در اطرافِ حرم بگذارم

شعرم از آن تو گشته است ندارم باور

پای در راه رسیدن به عدم بگذارم

تا که چشمِ غزلِ من نشود کم سو تر

روی چشم غزلم خاک حرم بگذارم

                                                        

مهرماه 1390

 



پنجشنبه 10 آذر 1390-03:39 ب.ظ

غزلی تقدیم به حضرت علی اصغر (ع)

قنوت پدر....

دوباره ثانیه ها لحظه لحظه رد می شد

و ماه روی قنوت پدر رصد می شد

غبار تیره از آن دور دست می آمد

وبرکه نیز گرفتار جذر و مد می شد

شکست قلب زمین ،آسمان ز غم بارید

شمار گریه کنان داشت بی عدد می شد

هدف سپیدی و تیر از سوی سیاهی بود

که حال ظلم از این ظلم داشت بد می شد

رها زچله شده تیر و چند لحظه بعد

به زیر سم ستوران تنی لگد می شد

این غزل اولین غزلی بود که سرودم

شهریور ماه 1390



دوشنبه 16 آبان 1390-02:54 ب.ظ











انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس